شنبه پنجم اردیبهشت ۱۳۹۴

بسم الله ؛ "لطفا اين قفسه هاي كتابخانه كلاسي را پر از كتاب كنيد ! "        

       در مهرماه سال گذاشته فراخواني در وبلاگم و شبكه هاي اجتماعي منتشر كردم مبني بر اينكه در استان بوشهر ٧٧ مدرسه كوچك زير ده نفر دانش آموزش وجود دارد در اين فراخوان نوشتم با ياري خداوند مهرباني ها و همت شما مي خواهيم اين ٧٧مدرسه را داراي كتابخانه كلاسي كنيم .خوشبختانه اين طرح كه به طرح ٧٧ شهرت يافت اجرايي شد و يار مهربان به ٧٧ روستاي استان بوشهر رفت ،شما حالا به هر مدرسه زير ده نفر دانش آموز استان بوشهر برويد اين كتاب خانه ها را خواهيد ديد .اما همراهان هميشگي ام ؛ما در استان بوشهر ٣٤١ مدرسه چندپايه ابتدايي داريم در ٣٤١ روستا .ما ٧٧ مدرسه را كتابخانه دار كرده ايم حالا بايد برويم سراغ مدارس باقي مانده . هزينه سخت افزاري كتابخانه ها تامين شده است اما براي تهيه كتاب نياز به همت و همراهي داريم .شماره حسابي اينجا نمي گذارم براي كمك ،اما اگر مايليد به همت و نشاندن لبخند بر لبان كودكان اين سرزمين با تمام وجود در خدمت شما هستم . تلفن دفتر من در اداره كل آموزش و پرورش استان بوشهر ٠٧٧٣٣٣٣٣٥١٦ و sherani.dayyer@gmail.com          

 با سپاس از مهرباني تان "عبدالمحمد شعراني "

 
+ [11:28]
پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳

دیروز (93/12/27 ) در آخرین روز  تحصیلی سال تحصیلی 1393 برای نصب آخرین قفسه کتابخانه کلاسی طرح 77 (کتابخانه دار کردن 77 مدرسه کوچک استان بوشهر با همت و همراهی مردم ) به دبستان روستایی عشایری "حریت اولاد " پشت پر منطقه تنگ ارم شهرستان دشتستان استان بوشهر رفتیم ... جای همه ی شما عزیران سبز بود ... پیشاپیش سالی پر از اتفاقات خوب و شیرین برایتان آرزومندم ...

 

 

 

 
+ [11:4]
یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳
برای "حاج عباس "

 

بسم الله

 چقدر تلخ بود این پیامک «مراسم تشییع مرحوم حاج عباس زارعی امروز ساعت ۱۴ از کالو بسمت شاهزاده قاسم»؛ او برای من هشت سالی که معلم نوه‌هایش بودم دنیایی از محبت، مهربانی و ایثار بود...

 «حاج عباس» در اوج روزهایی که زمزمه حضور «پارس شمالی» در حوالی «کالو» و اطرافش پیچیده بود؛ تکه زمینی که از اجدادش به ارث رسیده بود و می‌دانست قیمتش حالا میلیاردی است را عاشقانه و بدون هیچ چشم داشتی به آموزش و پرورش منطقه بردخون اهدا کرد تا نیک اندیش دیگر هم استانی مرحوم «حاج اسد سعادتمند» سقفی بسازد برای بچه‌های مدرسه کالو.

بزرگ بودن انسان ها  به آدم سیاسی بودن یا هنرمند و ورزشکار معروف بودن نیست ، بزرگ بودن به انسان خوبی بودن است ،و جامعه ای که تشنه مهربانی است همیشه به امثال " حاج عباس ها " نیازمند است .

او پدرانه دوستم داشت و در روزگاری که دوست داشتن آن هم دوست داشتن «معلم» با کمال تاسف در جامعه کم فروغ شده بود، او با روحیه مردم داری‌اش منزلت «معلمی‌ام» را قدر می‌دانست.

حسین که آن روزها دانش آموز کلاس چهارمی مدرسه بود  برای کتاب بنویسیم اش که نوشته "یکی از شخصیت های بزرگ محل زندگی خود را معرفی کنید ." در مورد حاج عباس اینطور نوشته :

" حاج عباس بزرگ و مرد روستا است .حاج عباس پدر عوض ،اکبر ، عبدالله و اسماعیل است . حاج عباس پدر بزرگ من است . حاج عباس برای ماهی گیری وقتی که آب خالی می شود به دریا می رود و ماهی می گیرد. حاج عباس مرد بسیار خوبی است . حاج عباس یک تور ماهی گیری دستی دارد که وقتی آب نه پُر است و نه خالی به دریا می رود . حاج عباس خدا را خیلی دوست دارد و هر روز در بین نمازش برای مردُم روستا دعا می کند."

این عکس که نمادی از پاکی و عشق مادران جنوبی در خود به رُخ می‌کشد؛ آخرین یادگار من از دیدار با «حاج عباس» است...

 «حاج عباس» روحت شاد و یادت تا ابد مانا....

 

 
+ [13:0]
سه شنبه ششم آبان ۱۳۹۳
تصاویر / نصب و راه اندازی کتابخانه های کلاسی طرح 77


ادامه عکس ها در ادامه مطب


ادامه‌ی مطلب
+ [10:1]
چهارشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۳

هفته گذشته به مناسبت روز روستا و هفته جهانی کودک ؛تعدادی از کتابخانه های طرح 77 به مدارس روستایی استان بوشهر ارسال شد ...

http://dayyernews.persiangig.com/77/05.jpg

 

ادامه ی تصاویر در ادامه مطلب


ادامه‌ی مطلب
+ [14:2]
جمعه چهاردهم شهریور ۱۳۹۳
طرح 77

بسته های کتاب طرح 77 یک به یک دارد می رسد ممنون از مهربانی تان ...
طرح 77 چیست و چگونه در آن شریک شویم ؟ در استان بوشهر 77 مدرسه کوچک زیر ده نفر دانش آموز وجود دارد . در نظر داریم برای این 77 مدرسه کتابخانه کلاسی ایجاد کنیم ... 
راه های همراهی : 
فرستادن کتاب به آدرس : بوشهر - خیابان شهید آوینی اداره کل آموزش و پرورش استان بوشهر برسد به دست عبدالمحمد شعرانی مشاور جوان مدیرکل (کتاب ها مناسب مقطع ابتدایی باشد )/
پرداخت نقدی به 6037991828373005 عابر بانک ملی ؛عبدالمحمد شعرانی / لطفا به دوستان دیگر هم اطلاع دهید ...
لایک و شر در کنار همت و همراهی می شود شادمانی دانش آموزان 77 مدرسه کوچک استان بوشهر در روز ملی اول مهر

 

 

+ [21:43]
جمعه سی و یکم مرداد ۱۳۹۳
اول مهر ؛ به مدارس کوچک استان بوشهر کتاب هدیه می دهیم ...

اول مهر ؛ به مدارس کوچک استان بوشهر کتاب هدیه می دهیم ...


 

در اداره کل آموزش و پرورش استان بوشهر کسی من را به عنوان مشاور مدیرکل صدا نمی‌زند. همه می‌گویند معلم کالو! برایم بسیار خوشحال کننده است این کلمه و البته یادآوری اینکه من برای رسالتی که لبخند را به مدارس کوچک استانم هدیه می‌دهد به اینجا آمده‌ام... ا

اول مهر نزدیک است؛ لیست مدارس زیر ده نفر دانش آموز استان بوشهر را تهیه کرده‌ام. ۷۷ مدرسه زیر ده نفر دانش آموز داریم. با چند شرکت خصوصی که مدیرانی فرهیخته و دل در گرو آبادانی مهین دارند صحبت کرده‌ام. همه این مدیر ان و مدیر کل آموزش و پرورش استان بوشهر هم که فردی خوش فکر  و حامی برنامه هایم است همه دارند کمک می‌کنند.

اما شما دوستان و همراهان همیشگی‌ام! برای اول مهر می‌خواهیم به هفتاد و هفت مدرسه زیر ده دانش آموز استان، کتاب هدیه دهیم... پس لطفا تا اول مهر نرسیده کتاب‌هایتان را برایمان بفرستید. قربان محبت تان

بوشهر - اداره کل آموزش و پرورش استان بوشهر؛ برسد به دست عبدالمحمد شعرانی معلم کالو!

اگر پیشنهادی دیگر هم دارید که با اشتیاق در خدمتتان هستم... sherani.dayyer@gmail.com

* کتاب ها لطفا غیر درسی و مناسب برای دانش آموزان ابتدایی باشد .

+ [10:32]
پنجشنبه نوزدهم تیر ۱۳۹۳
"بنیاد ملی مدارس کوچک "؛آرزویی که برایم برآورده شد...

بسم الله

هیچ گاه فکر نمی کردم ،" مدرسه " در کنار رسالت اصلی خود که همانا تعلیم و تربیت است ؛رسالت " توسعه " محیط پیرامونی خود را هم دنبال کند .

حالا که این توسعه را نه آرمانی و نه در حرف، بلکه در عمل دیده ام بر خود می بالم و خدای خود را سپاس می کنم از اینکه "مدرسه کوچک کالو " در دوره افتاده ترین نقطه خاکی این مهین عزیر و در نزدیک ترین نقطه دنیای مجازی ؛توانست لبخند رضایتی بر لبان مردم ساده دل روستا بنشاند و دورترها به مردم "کلان شهرها " هم بیاموزد که مدرسه اگر در مسیر واقعی اش قرار دهیم می تواند نه تنها " توسعه و آبادانی " را ،بلکه مرکز اتصال دل ها به  هم شود .

مگر می شود " مردُم " را در این حلقه فراموش کرد ؛ مردمی که در مدرسه کالو کنار من بودند و الفبای محبت و مهربانی به من آموختند ...

پس از هشت سال حالا از مدرسه ام خداحافظی کرده ام ؛خداحافظی که برای رسیدن به آرزوهای بزرگ تر است . حالا به دستور مدیرکل محترم آموزش و پرورش استان بوشهر مامور به اجرای طرحم که همیشه دغدغه اش را داشته ام شده ام ، "بنیاد ملی مدارس کوچک " ؛ در این راه به نگاه و همت همه ی همراهانم در این  چند ساله نیازمندم ... مردم عزیر ،فرزند کوچک خود را در راهی  که یقین دارم  سعادت به دنبال خواهد داشت تنها نگذازید ... سپاس

 معلم کالو مشاور جوان و مامور تشکیل بنیاد مدارس کوچک اداره کل آموزش و پرورش استان بوشهر شد.

 

+ [13:19]
سه شنبه شانزدهم اردیبهشت ۱۳۹۳
چرا دیگر مطلب نمی نویسی !؟

چرا دیگر مطلب نمی نویسی !؟

این را در این یک سال و دو سال اخیر بارها شنیده ام چه مجازی چه غیر مجازی ! امروز که داشتم برای خودم حساب می کردم که من اول مهر 85 به کالو آمده ام و تا چند ماه دیگر عُمر معلمی من در مدرسه کالو می شود هشت سال !

هشت سال زمان کمی نیست ،هشت سالی که از بیست و شاید نوزده سالگی من شروع شده است . از جوانی کم تجربه تا جوانی حالا ،که به  اصطلاح خود پخته تر شده ام . 

سقف آرزوهایم همیشه بزرگ بوده است ؛به کوچک بودن اکتفا نکرده ام . می توانستم زود تر از این ها از کالو بروم و ارتقا درجه پیدا کنم ! بشوم رئیس اداره آموزش و پرورش کمی که پیرتر شدم بشوم مُدیرکل آموزش و پرورش زیاد دور نیست شاید وزیر آموزش و پرورش! اما راستش بخواهید"  من آدم این حرف ها نیستم من آدم دلم هستم " . آدم دلی هم که به درد پُست ها نمی خورد . "آدم دلی اهل دل شکستن نیست حتی اگر قانون بخواهد دلی را بشکند".

خدا در این سال ها به من کمک کرد خیلی زیاد . برای همین است من همیشه می گویم اول "خدا " بعدها چند پله پایین تر می شود " ارتباطات " ، و خلاصه اینکه من در این چند سال دست خدا را بسیار بالاتر از قُدرت ارتباطات دانستم .

رمز موفقیت "مدرسه کالو " یکی دوتا نیست باور کنید ! من آدم ها را به راحتی از دست ندادم به دنبال سواستفاده از جایگاهی که خدا به من داده است نبودم و نیستم . مردُم طرف مقابل شان را خوب می شناسند و من می دانم آدم هایی که سوار کشتی "دروغ " و "خودنمایی " می شوند ، زود از کشتی پیاده و طوفان غرق شان می کند .

اگر نمی نویسم، اگر نیستم، دارم فکر می کنم به دنبال هدفی جدید هستم . هر جا بروم همین ساده دلی و البته سر سوزن ذوقی که دارم خواهم بُرد .

زیاد نگران نباشید لطفا مُردم عزیر ! فرزند کوچک تان را دعا کنید از ته قلب های پاک تان ...

+ [22:16]
پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲
یازدهمین نمایشگاه عکس مدرسه کالو در تهران / کمک به آبادانی مدارس کوچک ایران


+ [16:30]
شنبه بیستم مهر ۱۳۹۲
" شعرانی فکری سی خوت ات نکردن !"
اینجا همه چیز عوض شده است!

بچه‌های قدیمی مدرسه حالا توی واتس‌اَپ «(WhatsApp) ‏ یک سرویس پیام رسانی (چت) برای تلفن‌های همراه است» گروه بچه‌های مدرسه کالو را تشکیل داده‌اند و از خاطرات مدرسه‌شان می‌نویسند!

- نمی‌دانم حاج عباس آلزایمر گرفته یا آلزایمر حاج عباس را گرفته؛ فقط می‌دانم مرا می‌شناسد. می‌داند من معلم نوه‌هایش هستم و سال هاست با روستایشان زندگی می‌کنم. البته بعضی وقت‌ها با اینکه من ازدواج کرده‌ام دوباره می‌پرسد: «شعرانی فکری سی خوت‌ات نکردن!» (شعرانی فکری برای خودت نکرده‌ای؟)

- سمانه حوصله‌اش سر می‌رود، چقدر با هم تک و تنها حرف بزنیم. دوست می‌خواهد، رفیق زنگ ورزش می‌خواهد. شهرت مدرسه به دادمان رسیده، بعضی وقت‌ها ماشین‌هایی که در جاده اصلی تابلو کالو را می‌بینند راه‌شان را به فرعی روستا کج می‌کنند و می‌آیند احوال مدرسه کالو را می‌پرسند. مردُم‌اند خُب، لطف دارند...

- بعضی‌ها حرف‌ها، بعضی وقت‌ها ناراحتم می‌کند. آدم خونسردی هستم به دنبال حرف‌ها نیستم اما من هم انسان هستم و ناراحتی و غصه حرف‌ها خوردن در خونم است.

حرف می‌زنند که چرا مدرسه و امکانات برای یک دانش آموز!؟ و من پاسخ می‌دهم: آیا سمانه و سمانه‌ها به جرم اینکه روستایشان دانش آموز دیگری ندارد باید قید مدرسه را بزنند!؟ آیا امکانات برای انتقال دانش آموزان روستاهای کم جمعیت به مدارس پرجمعیت فراهم کرده‌ایم؟ مدارس روستایی در مقابل هزینه‌هایی که به راحتی به هدر می‌رود آیا می‌شود نام هزینه بر، بر مدارس گذاشت؟

سرانه مدرسه کالو امسال براساس نُرم دانش آموزی ۱۹۰۰ تومان است! مدرسه هم که یک خیر مدرسه ساز به دلخواه خودش و برای ثواب دنیا و آخرتش ساخته است. حقوق من معلم هم معلوم و مشخص (اگر کرامت انسانی معلم بودنم به خطر نمی‌افتاد مبلغش را می‌گفتم!).

حالا ما چه باری بر دوش کشورمان داشته‌ایم!؟

گناه من چیست که هشت سال از بهترین روزهای زندگی‌ام را در راه خدمت به مردم روستا گذاشتم و تمام توانم را برای سربلندی ایران عزیرم به خدمت گرفته‌ام.

شهرت مدرسه کالو را پُلی برای آمال و آرزوهای خودم نکرده‌ام. خدایا تو شاهدی در کنار مدرسه‌ام در کمک به مدارس همجوار  دیگر کوتاهی نکرده‌ام و برای خودم کیسه‌ای ندوخته‌ام.

دست آموزش و پرورش درد نکند، خوشحالم که مُدیرکل آموزش و پرورش استانم با افتخار می‌گوید سیزده مدرسه زیر سه دانش آموز در این استان وجود دارد و خوشحالم در ایران اسلامی بُزرگ ۷۸۳۷ مدرسه ابتدایی کمتر از ۱۰ دانش آموز وجود دارد.

بگذار حرف بزنند، بگذار ناراحتم کنند اما من برای همیشه می‌خواهم معلم بمانم؛ معلم روستا...

+ [19:35]
دوشنبه یکم مهر ۱۳۹۲
یک سمانه مانده است ...!
بسم الله

بچه ها بزرگ شده اند ؛حمیده ،حسین ،پریسا ،مهدی،محمد رضا و امیر رضا به راهنمایی و دبیرستان رفته اند ؛سال های دیگر باید جشن دانشجو شدن شان را در مدرسه برگزار کنیم ...

*مهرماه 88

حالا بعد از سال ها ،تنها یک سمانه مانده است . سمانه کلاس دوم است ...

*اول مهر 92


+ [21:33]



powered by



Free counter and web stats