
یلدابر شما مبارک

هيچ وقت
هيچ وقت نقاش خوبي نخواهم شد 
امشب دلي کشيدم
شبيه نيمه سيبي
که به خاطر لرزش دستانم
در زير آواري از رنگ ها
ناپديد ماند
"حسین پناهی"
.........................................................................................................................
انتخابات تمام شد {اوفیش}
انتخابات خوب یا بد هرچه بود تمام شد ....... اما برنده این انتخابات من وشما بودیم که با رای خود ثابت کردیم به آزادی کشورمان می بالیم ....... در شهر کوچک ماهم افرادی انتخاب شدند ..... ناکامی افراد مشهور و حضور چهرهایی جدید باعث شگفتی همه شد ...... برای اعضای جدید شورای شهرم آرزوی موفقیت می کنم .......از رای قاطعانه همه دوستان هم استانی به آیت الله بوشهری هزاران سپاس ..... ........................................................................................................................
ما بازنده بزرگ مسابقات دوحه هستیم .....
بازیهای آسیایی دوحه هم هر چه بود تمام شد......ما با اینکه توانستیم مدالهای خوبی بگیریم اما در عوض آن حیثیت و اعتبار کشورمان را به عربها دادیم ...... نمونه هایی از آن .......تغیر نام کشور ایران به جمهوری عربی ایران در موقع اهدای جایزه به حسین رضازاده ....توهین به مقدسات مذهبی مردم کشورمان ....... جهل نماد سیمرغ و.........
..........................................................................................................................
باران و تماته {قابل توجه ......}(این مطلب با لهجه دیری نوشته شده قابل توجه بچیل بوشهری }
از دیشب باران یک ریز هی میت......... در حالی که بسیاری از مدارس استان امروزتعطیل شد مدارس شهر دیر باز بود .......... تماته هم گرون واودن کیلو ۸۰۰ت حالا بعد میگن زن واسونین ......البته سی یکی خوب واودن ..... حمیدو ما تماته می خیم .......
.....................................................................................................................
گانه ۱:اولین گانه انتخاباتی است :نتایج انتخابات شوراها در سراسر استان
گانه ۲: خبری که هنوز هیچ خبرگزاری داخلی و خارجی تایید نکرده : ازدواج چیز خوبی ...مبارکه پیر بشین به پای هم ؟ حالا ما کی شیرینی بخوریم ..... کرایه نداریم بیایم بوشهر اس ام اس بفرست ....
گانه۳:با تغیر گوشیم اولین تغیرات را در زندگی ایجاد کردم ....بعدش هم ......
گانه ۴: مدارک دریافت وام ...........۱: ریس بانک آشنا باشد {که بود} ۲: حسابت پر از پول باشه {که نبود} ۳: پوشه زرشکی {با پارتی شد آبی} ۴: بعد از انتخابات { پوشه گم شده حالا که پیدا شده وام تمام شده }
گانه ۵: گانه بالا قضیه وام گرفتن حقیر می باشد ....الان چیزی در حدود دوماه هست که در حال تلاش برای گرفتن وام هستم اما هر روز دست از پا درازتر ........ شما می دونید وام چه کار انتخابات داره که ریس بانک میگه بعد از انتخابات بیا برای وام ......اگه فهمیدین به من هم بگید......
گانه ۶:اولین مطلب من در هفته نامه استانی نسیم جنوب چاپ شد ...... در مورد آیت الله حسینی بوشهری
گانه ۷: از اینکه همیشه با پیامهایتان مرا دلگرمی می دهید هزاران درود وسپاس .....
وبلاگ نویسان بوشهری با انتخاب یک بوشهری در انتخابات مجلس خبرگان گامی مهم در جهت حضور و مشارکت آگاهانه در عرصه سیاسی کشور خواهند برداشت...
کی : جمعه همین هفته کجا : پای صندوقهای رای
چه کسی : آیت الله سید هاشم حسینی بوشهری
توجه : این پست کاملا انتخاباتی می باشد ..............................
داستان شب انتخابات:
صبح که بلند شدم مثل همیشه برای گرفتن نان به بیرون حیاط رفتم در حالی که چشمانم به زور باز می شد صدای سلمان همسایه کناریمان به گوش می رسید و قتی که پوسترهای انتخاباتی را روی دیوار مغازه اش دیدم خود خواندم حدیث مفصل را ......... سلمان در حال دادن فحش وبدبیراه به کاندیدایی بود که دیوار مغازه اش را برایش رنگ کرده بودند ......از ادامه دادن این ماجرا معذورم ....
....................................................................................................................... انتخابات در شهر ما :
شهر ما نیز مثل همه جای ایران این روزها شاهد تبلیغات گسترده کاندیدا می باشد . دیروز که برای گوش دادن سخنرانی یکی از کاندیدای محترم به مسجد رفته بودم .وآقای کاندیدای محترم در حال اعلام برنامه های انتخاباتی خودبود .وی به مردم قول داد که دانشگاه و بیمارستان توسط ایشان در شهر ساخته شود . نتوانستم خود رابگیرم و گوش دادن به سخنرانی را به عطایش بخشیدم و............
.......................................................................................................................
پیام بازرگانی !

................................................................................................................
باز آمد انتخابات
باز شد دفتر شکم ها
شروع شد بانگ کاندیدها
باز آمد وعده های رنگارنگ
باز آمد بوی تبلیغات
یکی می گفت من آبادت می کنم شهرم
یکی دیگر می گفت دیر آمدم اما می سازمت؟
شروع شد چسباندن پوسترهای رنگارنگ
زندگینامه های جدید
انتخابات خوب است چرا؟
بوی سلام می آید بر زبان کاندیدها
من به تو می اندیشم....شهرم
تمام شد انتخابات .....هرکه رود خانه خود!؟!؟ { این شعر از خودم بود
}
..........................................................................................................
پ.ن۱: الان که دارم این پست را می نویسم باران در حال باریدن است .......
پ.ن۲:حسین فخرایی در آخرین پست وبلاگش در باره انتخابات مطلب جالبی نوشته است :شور يا شعور با شورا
پ.ن۳: انشالله همگی وبلاگ نویسان در انتخابات شرکت می کنند و به آیت الله حسینی بوشهری فرزند استانمان رای می دهیم
پ.ن۴: دیگر نایی برای نوشتن ندارم .............
در پست قبلی گفته بودم که قرار است از سازمان برای بازدید به مدرسه ما بیایند . اما مثل همیشه این بازدید لغو شد . و از اداره آموزش وپرورش تماس گرفتند و گفتند به جای بازدید از مدارس کارگاه آموزشی در دبستان بلال بردخون برگزار می شود. من که تا حالا دراین نوع برنامه ها شرکت نکرده بودم در ذهن خود خیالی از کارگاه داشتم اما وقتی کارگاه برگزار شد دیدم که معلمین در حال خوش وبش با یکدیگر هستند و کارگاه هم محلی برای دیدارها است..... وقتی که یکی از کارشناسان محترم استانی از ایجاد فضای آموزشی مناسب در کلاس صحبت می کرد یکی از معلمین بلند شد وگفت آقای ..... وقتی که بین ما معلمان دبستان با راهنمایی تبعیض قائل می شوند و حقوق ما بسیار پایین تر از معلمان پایه های دیگر است ما با چه دلخوشی به دنبال ایجاد فضایی دلنشین برای بچه ها باشیم . وقتی که صحبتهای ایشان تمام شد یکی دیگر از معلمین برخواست و شروع به حرف زدن کرد وی گفت درست است که حقوق ما پایین است اما آیا نگاه واحترام دانش آموز دبستانی به یک معلم بیشتر است دانش آموز دبیرستانی؟ آیا وقتی شما چهرهای معصومانه بچه ها را می بینید آیا ارزش های مادی دنیا از یادتان نمی رود؟ من هم می خواستم برخیزم وحرفی بزنم اما در جمع بزرگان که همه آنها بالای ۱۰سال سابقه کاری داشتند حرف زدن من شاید نوعی جسارت بود برای همین حرفی نزدم ........................
انتخابات و ما............
قسم خورده بودم که دیگر در هیچ یک از ستادهای انتخاباتی کاندیدها شرکت نکنم اما با احترامی خاصی که به جناب حسینی {امام جمعه محبوب شهرمان } و خاندان ایشان دارم مسئولیت تبلیغات ستاد انتخاباتی آیت الله حسینی بوشهری در شهر دیر را پذیرفتم ............... آیت الله حسینی بوشهری فرزند بردخون از توابع شهرستان دیر می باشد وی هم اکنون مدیریت حوزه علمیه قم را برعهده دارد..............زندگینامه آیت الله حسینی بوشهری
میرزا عباس دیری
در پست قبلی قسمتی از زندگی مرحوم میرزا عباس دیری نوشته بودم که مورد توجه دوستان قرار گرفته بود انشالله بزودی مطالب جدید تری از این شاعر بزرگ اما گمنام دیری خواهم نوشت.......آخرین شعری که مرحوم دیری سرودند در بیمارستان نمازی شیراز و در بستر مرگ بوده.
ز راهی دورم و تشویش دارم
که راهی دورتر در پیش دارم
ز ره وامانده ای از کاروانم
شگفتی ها به کار خویش دارم
رحیلان بعد راه از من مپرسید
که از خارش به جان صد نیش دارم
رفیقان دل دگر بر من مبندید
که من ایمان به مرگ خویش دارم
پ.ن۲۱۰۰۰: بالاخره باران این رحمت زیبای آسمانی بر شهر ما سرازیر شد و چهره ای دیگر به شهر خسته ی ما بخشید ..........
پ.ن۲۲۰۰۰: دانش آموز کلاس سویم قول داده که امسال تو مسابقات استانی مقام بیاره ..... من هم قول جایزه خیلی عالیه بش دادم اگه گفتید این جایزه چیه؟![]()
پ.ن۲۳۰۰۰: این روزها وضعیت عمرانی شکم به حمد الله خوب است هر شب خانه یکی از کاندیدهای شورای شهر بطور مفصل پذیرایی می شیم ....دیشب هم آش خوردیم ..............کاش همیشه انتخابات بود نه ![]()
بر سنگ مزارم بنویسید پس از مرگ ...................این کشته عشق است نیایید سراغش
از عشق چنان سوخت که روشن بودش گور.................بر گور میاریید دگر شمع وچراغش
تا بود،شما از غمش آگاه نگشتید............................تنهایش گذارید که این است فراغش
از دور مزارش بگریزید که داغی .............................در سینه نهان داشت،بسوزید زداغش
شعر بالا از مرحوم میرزا عباس دیری از شاعران نامی شهر دیر می باشد ....... وی در پاییز ۱۳۰۷ خورشیدی در شهر دیر چشم به جهان گشود. وی تاثیر فراوانی در آبادانی شهردیر داشته است وی در خرداد ماه ۱۳۴۵ خورشیدی در جوانی دیده از جهان گشود............. نقل شده است حدود شش ماه مردم دشتی و بنادر ساحلی به احترام ارتحال وی نه عروسی کردند ونه حنا بستند.. یادش گرامی باد.............................................................................................................
در پست بعدی نامه دانش آموز کلاس سویم به خدا را برای شما می نویسم...........
.................................................................................................................
هفته ای که گذشت ....................
۰۰۱ : ایران ۳ مالدیو ۱ { یادش بخیر عجب دورانی بود به مالدیو ۱۷گل می زدیم ..........}
۰۰۲: حرف ۳۰یا ۳۰ { اصلاح طلبان برای انتخابات به اجماع رسیدند....... اصولگرایان همچنان در حال رایزنی ..........}
..........................................................................................................................
پ.ن۱............... آیا تا به حال با خود فکر کرده ایم ما چه قدر شاعران نامی دراستانمان داریم اما افسوس از یک همایش، یک یاد ........ افسوس وهزاران افسوس ...............
پ.ن۲............. قراره این هفته از سازمان برای بازدید به مدرسه ما بیایندومن می خواهم پارچه ای نصب کنم وبنویسم در مدرسه ما اگر امکانات نیست ...........اما دوستی وصفا هست..........
پ.ن۳........... امروز یکی از دوستان در هواشناسی گفت مردم استان بوشهر این هفته منتظر باران باشند............حواستون جمع کنید سیل در راه است مخصوصا آقای ح.پ {تماته}
پ.ن۴......... انتخابات خبرگان در پیش است آیت الله حسینی بوشهری یادتون نره.... من هم به عنوان مسئول تبلیغات ستاد ایشان در در شهر دیر هستم........
پ.ن۵........... بنزینم تموم شد و الان شیر بالا دارم می نویسم .........توفیق رفیق راهتان
عاشقت گشتم تو گفتی عاشقان دیوانه اند
عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه ای
امروز با توجه به خوبی هوا هوس کردم با بچه ها بریم گردش علمی در کنار دریا خیلی خوش گذشت جای همتون خالی ...... عکس بچه هادر کنار دریا ببینید .....
اما هفته ای که گذشت ........
پنج شنبه شب هفته گذشته استاندار به شهر ما آمد و جوابگوی سوالات مردم بودند و شایعه انتقال پارس شمالی را تکذیب کردند......
این روزها بازار انتخابات در شهر ما گرم است ............ جالب است بدانید برای خبرگان در بوشهر یک نفر تایید صلاحیت شده ........عکس شورایی
ابریمو هم رفتن نمایشگاه جی تکس دوبی ........... ما سوغاتی ......... کازو...... دمپا ........
پ.ن : از نظرات شما در پست قبلی متشکرم ..........

