تبليغاتX
دير تش باد
پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387
تیر نخورده، این یکی فرار کرد!

حسین دارد املاء می نویسد که صدای تفنگ "مشی غلوم" سکوت کلاس کوچک مان را می شکند. پریسا می گوید اجازه سگ ها دو تا از بُزهایش را کوم (شکم) بریده اند ،مهدی می گوید اجازه پای یکی از بُزهای ما هم خورده اند! حسین می گوید اجازه بابام میگه گرسنه اند و هر چی جلویشان بشه می خورند. پریسا هم که دارد روی جدول ضرب می خواند و دستش را زیر چانه اش گذاشته یواشکی به حسین میگه « بابای منم گفته هار شده اند و دیگه نمیشه رام شون کرد .» صدای مشی غلوم میاید که با خودش حرف می زند و می گوید  تیر نخورده، این یکی فرار کرد!

*عکس مربوط به مستند مدرسه کالوست که تابستان تصویربرداری شده *

پریسا می گوید فکر کنم سگ ها تا حالا ۵ تا از بُزها را کوم بریده اند . حسین می گوید نه ۴ تا ! پریسا دوباره می گوید یکی هم مال "دُمیگزی ها"*ست ! حسین می گوید ما داریم بُزهای "کالونی ها" حساب می کنیم به "دُمیگزیها" چه کار داریم .

تا حالا ۴ تا از سگ های کالو کشته شده اند و شاید دیگر سگی در کالو برای پاسبانی نماند...

*روستایی در ۵ کیلومتری کالو

 پ.ن:نمایشگاه عکس کالو دارد کارهای زیر ساختی خودش رو انجام میده ،برنامه عیدتان را از همین حالا برای آمدن به کالو تنظیم کنید.

+ [21:9]
شنبه نوزدهم بهمن 1387
مدرسه جدید...

املای مهدی تعطیل شده ،امتحان ضرب پریسا به تعویق افتاده و حسین نمی خواهد دیگر روی کتاب تاریخش هی بلند بلند بخواند . امروز افتتاح مدرسه جدید کالوست.این را من نمی گویم، این کفش های زرد و نو پریساست که می گوید امروز در کالو خبرهایی ست! این را بادبادکی می گوید که حسین برای مدرسه ساخته و همه چیزهای جدیدی که امروز در مدرسه کوچک مان اتفاق می افتد.

 

 

 

 بازتاب رسانه ای افتتاح مدرسه :

گزارش افتتاح مدرسه جدید کالو در خبر شبانگاهی شبکه ۳ ،خبر جوانه ها و سیمای محلی استان بوشهر پخش شد.

عصر ایران :افتتاح كوچك‌ترين مدرسه جهان

 خبرگزاری مهر :کوچکترین مدرسه جهان در دیر به بهره برداری رسید

نوسازی : افتتاح كوچك‌ترين مدرسه جهان در استان بوشهر

 خلیج فارس :کوچکترين مدرسه جهان در كالوی دیر افتتاح شد

پ.ن۰۱: از همه دوستانی که با تلفن ،اس ام اس ،ایمیل و ... افتتاح مدرسه را تبریک گفتند ممنونم.

پ.ن ۰۲: کتاب مدرسه کالو در دبیرخانه اداره کتاب وزارت ارشاد ثبت شده و در انتظار مجوز برای چاپ است .از شرکت بر و بحر ایران برای حمایت مالی چاپ کتاب ممنونم.

پ.ن۰۳: دیر تش باد مقام اول جشنواره وبلاگ ها و وب سایت های استان بوشهر را کسب کرد.

ایرنا: دير تش باد برترين وبلاگ استان بوشهر انتخاب شد

+ [23:31]
چهارشنبه نهم بهمن 1387
برای مدرسه «مل سوخته » مُبل بُرده اند!

حسین اول صبحی جبهه گرفته که اجازه برای مدرسه «مل سوخته »* مُبل بُرده اند، کامپیوتر هم بُرده اند تازه ۵ تا توپ فوتبال هم دارند. اما مدرسه ما چه ! مُبل که نداریم هیچ !یه توپ فوتبالی داریم مال ۱۰ سال پیش که هیچ ! تازه گرافیک کامپیوترمان هم بدرد نمی خورد !می گویم حسین این ها که گفتی حق مدرسه «مل سوخته » نیست ؟ چرا اونها نباید این وسایل را داشته باشند؟ پریسا به کمکم آمده و می گوید حسین !معلم راست میگه پارسال که مدرسه مان کامپیوتر داشت اونها هم نداشتند . به حسین که حالا با تکان دادن سرش حرف های پریسا را تایید می کند می گویم قشنگ تر این بود که بگویی اجازه تو هم پیگیری کن تا این وسایل را برای مدرسه مان بگیری . اگر مدرسه ما این وسایل ندارد حتما تقصیر کار منم ! من با معلم «مل سوخته » دوستم شاید او تلاش بیشتری از من کرده. تازه من دیشب به معلم «مل سوخته » اس ام اس دادم و کامپیوتر دار شدنشان را تبریک گفتم و دعوت شان کردم که بیایند و مدرسه جدیدمان  ببینند. زارعی !یادت باشد برای به دست آوردن هر چیز باید تلاش کنی نه این که بگویی چرا فلانی دارد اما من ندارم .حسین که حالا با حرفهایم آرام شده می گوید اجازه به قول خودت مخلصیم آقا  و تسلیم ...!

*عکس مربوط به اردوی مشترک سال گذشته مان است !

بعد از نوشت : رفته ام آموزش و پرورش به تعداد بچه ها توپ فوتبال  گرفته ام .تازه قول دادند همین روزها میز پینگ پُنگ هم برایمان بفرستند.

*روستای مل سوخته در ۲۰ کیلومتری جمال آباد کالو قرار دارد.

پی نوشت مهم !: خیلی ها ایمیل زده اند که می خواهند نوروز بیایند کالو و مدرسه اش را ببینند.می خواهم برای عید از عکس های مدرسه و نامه هایی که از خارج کشور برای مدرسه آمده نمایشگاهی بزارم که فکر کنم جالب و دیدنی باشد . اولا اینکه این نمایشگاه اسم می خواهد و من از پیشنهاد ها استقبال می کنم . و دوما برای چاپ با کیفیت و ارزان عکس ها و نامه ها به همفکری تان نیازمندم . و سوما و آخر کلام اینکه اسپانسر هم می پذیریم !  این آدرس: sherani.dayyer@gmail.com  در انتظار همفکری شما بزرگان خواهد بود.

 

+ [22:7]
چهارشنبه دوم بهمن 1387
نامه ای به یک حاج اسد سعادتمند *!

*حاج اسد سعادتمند خیر ساخت مدرسه کالوست .

سلام  و خدا قوت

نمی دانم «قهرمان» خطابت کنم یا« پهلوان»،میان انبوهی از واژه ها گم شده ام . حاجی جان کمکم کن خطاب نامه ام چه باشد ؟ خدا قوت ساده است به سادگی مردمان «روستای جمال آباد کالو »

حاجی جان ! من روزی به یاد می آورم که باران می بارید و زوزه باد در کلاس کوچک مدرسه کالو می پیچید و مهدی می نوشت : آن مرد در باران آمد ... سقف کلاس چکه می کرد و حسین می گفت : اجازه ! کلاس مان آب بُرد نمی خواهی کاری کنی !؟ و من صدایم را بلند کردم که مهدی باران را برایم هجی کن ،تا شاید صدای حسین در کلاس نپیچد .تا شاید حمیده مسئله ریاضی اش حل کند و صدای چکه ی باران را فراموش کند و پریسا دیگر نلرزد !

حاجی عزیز ! حسین از درس مردان فداکار می خواند تا آنجا که می رسد به «خیرهای مدرسه ساز شاید در زمین گمنام باشند اما در آسمان ها فرشته ها به افتخار از آنها یاد می کنند ،شاید شما هم در یکی از همین مدارس درس می خوانید که با مهربانی یکی از همین خیرین مدرسه ساز ساخته شده اند » پریسا می گوید :ما هم تا چند روز آینده در همین مدرسه هایی درس می خوانیم که در کتاب بخوانیم  حسین نوشته شده .  

حاجی مهربان ! تو مهرباني را مي شنوي و آن را ترجمه مي كني. تو مترجم آيات عشقي و خود، عاشقي. مي دانم كه نوشته مرا نيز آنچنان كه نيت دارم، مي داني. من اين چند خط را بر روي سجاده عاطفه ام نوشته ام. من اين چند خط را بعد از نجواي صبحگاهي با باد صبا نوشته ام. مي دانم كه فرق تملق و قدرداني را مي داني. اصلاروح تو، انگيزه تو، نگاه انساني تو ،زاد مردی تو و ... زميني نيست. آسماني هستي تا معراج، آبي هستي تا بيكران، بي ريا تا انتهاي فتوت، سبز تا بي نهايت محبت و بي منت تا ماوراي انسانيت.

حاج اسد سعادتمند بزرگوار ! گفته ام مدرسه قدیمی باشد به یادگار ،نیمکت ها بماند و مدرسه قدیمی کالو از جایش تکان نخورد تا همه مان (منظورم از همه مان من ،حمیده ،حسین ،پریسا ،مهدی ،اهالی کالو و شاید هم تمام اهالی جهان ! ) بدانیم روزی پشت این نیمکت ها بوده ایم و درس مان چکه سقف ها بود ! یادمان باشد که درس امروز  مدرسه کالو درس ایثار ،مهربانی و حاج اسد سعاتمند بودن است ...

حاجی ! می خواهم قسم یاد کنم به دو چیزی که دنیا را با آن عوض نمی کنم ،قسم به چشمان کم فروغ مادرم و دستان پر پینه پدرم که درس ایثارت را فراموش نمی کنم .و به مهدی ،حسین ،پریسا و حمیده عزیز که حالا رفته است راهنمایی درس بخواند درسی می آموزم که در هیچ مدرسه ای آموخته نمی شود و آن درس ایثار است ...

حاجی پهلوان !نگاهت را از دستان پرمهر حق برمدار تا باز هم بتواني رؤياهاي ديگر جويندگان علم و عاطفه را طراوت ببخشي. مي دانم كه مي توانم- مي دانم كه مي تواني.

کوچک شما

سرباز مدرسه کالو

(که در حکمش نوشته اند تا ۲۹/۱۲/۸۷ همه کاره مدرسه کالو خواهد بود و بعد...!؟)

پ.ن ۰۱: مدرسه جدید کالو در دهه فجر با حضور آقای سعادتمند ،استاندار بوشهر ،معاون عمرانی استانداری ،مسئولین آموزش و پرورش استان و منطقه ،فرماندار شهرستان و... افتتاح خواهد شد.

پ.ن ۰۲: از  آقای بحرینی (آموزش و پرورش استان بوشهر) بابت میز و صندلی هایی که برای مدرسه فرستاده ،از خانم شفیعی بابت خرید تابلو وایت برد برای مدرسه ،از خانم نازنین ... که از سوئد برای مدرسه پول فرستاده اند، و من با پول شان برای مدرسه موکت خریده ام و همه ی کسانی که به مدرسه کالو محبت و مهربانی می ورزند ممنونم ...

پ.ن ۰۳: میهمان های خارجی مدرسه کالو که یادتان است !؟ مطلبی برای یکی از نشریه های انگلیس نوشته اند و تیترش را این گذاشته اند «درسی که کوچک ترین مدرسه دنیا به ما داد» بزودی متن با ترجمه شان را اینجا خواهم گذاشت

+ [23:31]



powered by



Free counter and web stats Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان