تبليغاتX
دير تش باد
دوشنبه دوم دی 1387
به حمیده گفته بودم...

به حمیده گفته بودم مدرسه شهر با اینجا فرق می کند . آنجا به جای یک معلم، هفتهشت ها معلم دارد! به حمیده گفته بودم آنجا (مدرسه راهنمایی ) که می رود می شود سفیر مدرسه کالو ! به حمیده گفته بودم  یادش باشد آنجا که می رود معلم ها به هم می گویند او دانش آموز مدرسه کالو بوده،و او باید به همه ی معلم هایش بفهماند دانش آموز مدرسه کالو یعنی چه !یادش باشد آنجا تعداد همکلاسی هایش به اندازه اهالی روستای کالوست شاید هم بیشتر! یادش باشد معلم هایش نمی توانند او را بیشتر از دیگران دوست داشته باشند چون آنجا مدرسه شهر است و تعداد دانش آموزانش به اندازه تمام اهالی کالو و روستاهای اطرافش !

حمیده امتحان انگلیسی اش بیست شده بود اما چون اسمش یادش رفته بود بالای ورقه اش بنویسد معلمش ۲ نمره اش کم کرده بود و شده بود هیجده ! من به حمیده نگفته بودم آنجا اگر اسمش را ننویسد معلم باید  با دردسر صاحب برگه امتحانی را پیدا کند ،چون معلم به جای ۴ تا دانش آموز ۴۰ تا دانش آموز دارد...

پ.ن ۰۱:کتابم به همین زودی ها چاپ خواهد شد ،چه شود "قصه کوچک ترین مدرسه دنیا "

پ.ن ۰۲ :انتخاب  خانم پولاد زاده  هم ولایتی خوبمان به عنوان مدیر جدید پریشن بلاگ را صمیمانه به ایشان تبریک می گویم

پ.ن۰۳: عکس های جشن یلدای بلاگستان

 

+ [21:20]



powered by



Free counter and web stats Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان