تبليغاتX
دير تش باد
شنبه بیست و دوم فروردین 1388
یک یاد‌ آتشین از کالو...

دوست خوب و مهربانم سید کمال دعائی، که از مشهد برای دیدن روستای کالو و مدرسه کوچکش در ایام تعطیلات به اینجا آمده بود، در مدت دوهفته برپایی نمایشگاه همراه و مشاور من بود. سید علاوه بر همکاری در اداره نمایشگاه، به ثبت وقایع و حاشیه‌های نمایشگاه می‌پرداخت و تمامی آنها را با عکس مستند می‌کرد. حالا متوجه شدم که قرار است خاطره‌ها و عکس‌هایش را به مرور بر روی وبلاگی قرار دهد. آنطور که از حضورش برمی‌آمد، نکته‌ها، نکته‌سنجی‌ها و عکس‌های خوشمزه‌ای (به قول داریوش غریب‌زاده- کارگردان مستند مدرسه کالو) در وبلاگش خواهید یافت! گفتمش که آزادانه بنویسد. شما هم از او بخواهید هر چه در کالو دیده بدون ذره‌ای پارتی بازی نسبت به سرباز معلم کالو جانانه بنویسد‌!

همچنین، خبر خوشی در مورد وبلاگ و روستا در اولین پست وبلاگش اعلام کرده. بخوانید: کالو تش‌یاد !

+ [0:15]



powered by



Free counter and web stats Face Off :  رو در رو با وبلاگ نویسان