این بار مهمان از آلمان آمده بود !

" فرقی نمی کند ایرانی باشد یا غیر ایرانی ،هر کس که مهمان مدرسه ما می شود باید مهمان نوازیش کنیم . همیشه گفته ام دوباره هم می گویم مردم وظیفه ای ندارند به مدرسه ما سر بزنند ،پس اگر مهمان نواز خوبی می شویم نباید بر مردم خرده بگیریم که ما برایتان کاری انجام داده ایم . بچه ها بدانید این مردم بر گردن مدرسه ما خیلی حق دارند ..."

این گردشگر آلمانی که امروز به مدرسه ما آمده بود ،حسابی از مهمان نوازی ایرانی ها شوکه شده بود .

"تکه نان محلی که چاشنی اش همان غذاهای سنتی مردم کالو است تنها سهم من و مدرسه ام برای پذیرایی از او هست _ بعد از دیدن فیلم های مدرسه که رسانه های خارجی پخش کرده اند،می خواهد فیلم ها را برایش ذخیره کنم تا در آلمان به دوست هایش نشان دهد."


"کتابم برایش هدیه میدهم و فکر می کنم مدرسه کوچک کالو چه نقشی در معرفی ایران در این چند ساله  داشته است . بیشتر به این فکر می کنم شیرینی کار در دست های خالی بودنم است ،و  شیرینی بیشتر  این که من و مدرسه ام متکی به آسمان هستیم تا وابستگی به زمین !"


آدم خوشحال می شود،وقتی که...

آدم خوشحال می شود

وقتی که خبر می رسد : حسین زارعی عضو شورای مدرسه اش شده است با کسب حداکثر آرا !

"ما فقط یک کره زمین داریم !"

" محمد رضا بلند بلند روی درس " ما فقط یک کره زمین داریم " می خواند.

- امیر رضا به کله اش فشار می آورد ،عینکش بالا پایین می کند .

سئوال می کند که

آقا اجازه : چقدر کره زمین قدرت دارد_ که اینهمه آدم روی آن زندگی می کنند !؟

-اجازه حتما کار خداست ؟

آقا اجازه قدرت خدا خیلی است مگر نه ؟"

به یادم می آورم روزی که مهمان مدرسه ام یکی از مسئولان استان بوشهر  بود می گفت :شعرانی تا می توانی به بچه ها از خدا بگو و به آنها درس یکتا پرستی بده .

خنده ام گرفت؛ گفتم من و ماها  از همین بچه ها درس توحید و یکتا پرستی یاد می گیریم."