از مهر 85 تا مهر 87
خسته نیستم ،زانوهایم هم تاب برنداشته، کمر دردم هم وخیم تر نشده و قلب دردی که بعضی وقتها بی وجدانی می کند و می آید سراغم هم این روزها فراموش کرده بیاید سراغم . پله های سازمان آموزش و پرورش استان(بوشهر) را بالا پایین رفته ام با پوشه ای حاوی از نامه ها ، اگر اتفاقی نیفتد سرباز معلم مهر ۸۷ در جمال آباد کالو خواهد ماند تا کارهای نیمه تمامش را تمام کند . بصورت قرار دادی مانده ام و می دانم که تمدید آن به اما و اگرها بستگی دارد و هیچ تضمینی برای آینده وجود ندارد اما مگر می شود از مدرسه کوچکم دل بکنم .اعتراف می کنم گاهی وقت ها خسته می شدم ! گوشه ای پیدا می کردم و می نشستم ، با خود می گفتم دیگر نمی کشم . اما فرشته ای که این روزها یار و یاورم است مرا با خود می کشاند به دو سال قبل ، زمانی که سرباز معلمی از جنوب دوره آموزش نظامی اش را در یزد گذرانده بود وبا سر تراشیده اش و خون دماغی که یادگار پادگان شهر بادگیرها بود به آموزش و پرورش منطقه بردخون رفته بود تا برگ تعیین محل خدمتش را به سینه اش بچسپانندو قسمت این بود و این شد که سرباز معلم حنوبی محل خدمتش را دورترین روستای منطقه بردخون ( جمال آباد کالو ) تعیین نمودند. با موتور معلم راهنما به سوی روستای جمال آباد کالو می رویم ،از جاده آسفالتی به فرعی خاکی روستا می پیچیم با کوله باری از کتاب ها . دخترکی کوچک و خندان با چهره ای معصومانه به سویمان می آید به معلم راهنما سلام می کند ،معلم راهنما می گوید حمیده خانه ای که آموزش و پرورش امسال برای مدرسه خریده کجاست ؟ حمیده دستان کوچکش را به شرق روستا نشانه می رود درست در چند قدمی دریا. پریسا که تازه آمده کلاس اول، رفته کلید حسینیه را از حاج عباس (پیر روستا) بگیرد ،حسین که امسال می رود کلاس سوم با شرم در گوشه ای ایستاده و زیر چشمی با پلک هایش !معلم را به حمیده نشان می دهد . قفل حسینیه را باز می کنیم دو نیمکت زوار در رفته با یک میز عهد بوق معلم و یک کمد تمام سهم مدرسه از روزگار است . نیمکت ها را به دوش می کشیم و به سوی مدرسه ی جدید می رویم . مادر پریسا هم آمده کمک، خانه ی دو اتاقه که پر است از وسایل صیادی را جارو می زنیم . حمیده ،حسین و پریسا خوشحال هستند که امسال مدرسه دار شده اند . معلم راهنما خداحافظی می کند و می رود . سئوالی از بچه ها می پرسم که خودم در دلم به آن می خندم ! شغل پدرتان چیست ؟ و همه با هم می گویند آقا اجازه دریا می روند

با صدای آقایی که می گوید :نامه ات شماره خورد به خودم می آیم ، از دوسال پیش به حال بر می گردم . حالایی که مدرسه ی کوچک روستای جمال آباد کالو چرخشی ۱۸۰ درجه ای داشته است. مدرسه ی گمنام دو سال پیش کالو حالا برای خودش حرفی برای گفتن دارد . حالا مدرسه ی حسین ،حمیده ،پریسا و مهدی کامپیوتر دار شده ،حالا پریسا و حمیده صاحب نیمکت های نو شده اند و مجبور نیستند شکستگی نیمکت ها یشان با تکه پارچه ای پنهان کنند ،حالا بچه ها مجبور نیستند با کتاب هایشان خودشان را باد بزنند چون مدرسه شان کولر دار شده و حالا حمیده مسئول کتاب خانه است چون مدرسه شان کتاب خانه دارد و حالا پریسا مسئول نگهداری از وسایل ورزشی مدرسه است چون مدرسه شان پر از وسایل ورزشی شده است و حالا مهمتر از همه اینها بچه های روستای جمال آباد کالو کمی بیشتر اجتماعی شده اند و می توانند براحتی با خبرنگاران پایتخت ارتباط برقرار کنند و با حرف زدن و بعضاْ تکنیک پذیرش سکوت بهترین جملات را لساناْ و عیناْ پس دهند . حالا حسین حمیده پریسا و مهدی می دانند و می فهمنند که چگونه باید با دنیای اطراف خود ارتباط برقرار کنند و این مهمترین درسی بود که طی دوسال به آنان آموختم و خوشحالم و بر خود می بالم که مهدی اگر روزی سکوت می کند سکوتش پر است از حرفهایی که به راحتی خوانده می شود و هیچ جایی برای توضیحات اضافی باقی نمی گذارد و خوشحالم که حمیده دارد سنت شکنی می کند و اولین دختر روستا ست که سال بعد در شهر باید درس بخواند و به کلاس اول راهنمایی برود و براحتی می تواند با همکلاسی های آینده خود ارتباط برقرار کند و شاید از بعد اجتماعی از آنان سرتر هم باشد و از اینکه پریسا و حسین روزانه اتفاقات جهان و کشور و استان و شهر و روستای خود پیگیری می کنند افتخار می کنم .....اینها برایم همان اندازه مهم بود که بچه ها درس هایشان را خوب بفهمند نه اینکه طوطی وار عمل کنند.

خیّر مدرسه ساز بوشهری و ساخت دو کلاس درس در کوچکترین مدرسه جهان ...
خبرگزاری خلیج فارس : یک خیر مدرسه ساز بوشهری متعهد شد تا دو باب کلاس برای کوچکترین مدرسه جهان در روستای کالو احداث کند.«عیسی کلانی» دبیر دهمین جشنواره خیرین مدرسه ساز استان بوشهر در گفتگو با خبرنگار ما با اعلام این مطلب افزود: حاج اسد سعادت از خیرین مدرسه ساز بوشهر متعهد شد تا به منظور بهبود فضای آموزشی دانش آموزان مدرسه شهید رجایی روستای کالو، هزینه احداث دو باب کلاس درس را پرداخت کند.به گفته کلانی، خیرین مدرسه ساز استان بوشهر در پایان دهمین جشنواره خیرین، 30 میلیارد تومان در قالب احداث، اهدای زمین و تجهیز مدارس استان برای پرداخت به نوسازی بوشهر متعهد شدند.گفتنی است مدرسه شهید رجایی روستای کالو از توابع شهرستان دیر با 4 دانش آموز و یک سرباز معلم، به عنوان کوچکترین مدرسه جهان شناخته شده است.
و مهر ۸۷ ،روستا صاحب مدرسه نو می شود و ما در انتظار مهر هستیم ...
"این ها را برای این نوشتم تا بگویم برای رسیدن به هدفم خسته نمی شوم "
پ.ن ۰۱:کلیپی از مدرسه که در جشن محبوب ترین وبلاگهای فارسی پخش شد
پ.ن۰۲:در مسابقه دویچه وله اگر خواستید به دیر تش باد رای دهید...