مهم‌تر از بارانی که بعد از مدت‌ها قهر کردن اینجا می‌بارد ـ مهم‌تر از برفی که در تهران و کلان شهر‌ها می‌بارد! ـ مهم‌تر از اینکه بدون هیاهو و ترافیک ،مدرسه ما هیچ وقت با باران ـ برف و گردخاکی تعطیل نمی‌شوذ ـ مهم‌تر از اینکه ما هیچ وقت آدم برفی درست نمی‌کنیم ـ مهم‌تر از اینکه امیر رضا کلاس دومی مدرسه کالو برخلاف عُرف مدرسه‌ای کلاس دومی‌ها، که باید جمله نویسی بنویسد امروز انشاء نوشته است. مهم‌تر از همهٔ مهم‌تر‌ها این است که امیر رضا نوشته است: «عمو مشهدی غلوم و زن عمو خیلی خوشحال بودند به خاطر اینکه علف سبز خواهد شد و بُز‌هایشان گرسنه نمی‌مانند»

 

موضوع انشاء: روز بارانی مدرسه ما

امروز در مدرسه ما باران آمد. باران گل‌های داخل باغچه را شست. من و بچه‌ها در هوای بارانی بازی کردیم. امروز باران دیوار مدرسه را تمیز کرد. امروز در روز بارانی برای مدرسهٔ ما وسایل ورزشی آوردند و ما بچه‌ها خوشحال شدیم. ما امروز بعد از تعطیل شدن مدرسه به باغ عمو عباس رفتیم. آب باران باغش را پر کرده بود. همهٔ مردم روستای ما خوش حال بودند. آب انبار روستای ما پر از آب شده بود. عمو مشهدی غلوم و زن عمو خیلی خوشحال بودند به خاطر اینکه علف سبز خواهد شد و بُز‌هایشان گرسنه نمی‌مانند. ما مردم روستا به خاطر آمدن باران خدا را شکر کردیم.