در  گیر و دار نمایشگاه نوروزی مان ـ یک نفر به جمعیت کالو اضافه شده است ! بعد از سالها یک آبجی کوچولو به خانواده "عوض زارعی  " بابای "مهدی " اضافه شده است .

اسفند که می شود بچه ها هی سئوال می گیرند آقا اجازه کی عید می شود ؟ اجازه امسال چندتا عکس توی نمایشگاه میزارید ؟ امسال بیشتر از پارسال مهمان داریم ؟

سه سال پیش که مدرسه کالو آوازه اش به همه جا پیچیده بود، روزهای منتهی به سال جدید (نوروز88) با خودم فکر کردم برای مردمی که دل هایشان کادو می گیرند و عید به کالو می آیند باید فعالیتی انجام دهم . نمایشگاه عکس نوروزی مدرسه کالو به ذهنم رسید _ایده ای که باعث شد ده ها مهمان و مسافر نوروزی به روستای کالو بیایند .

لذت عجیبی داشت وقتی که مردم با شوق تمام عکس های مدرسه کالو را می دید و سرود یار دبستانی می خواندند و اشک می ریختند . مادری که از تهران آمده بود و سی سال معلم کلاس اول بود در دفتر یادداشت نمایشگاه نوشته بود :" اگر بگویند بهترین جایی که سفر کردی کدام استان بود ؟ می نویسم استانی به نام مدرسه کالو "

بچه های مدرسه و مردم کالو اسفند ماه که می شود روزشماری می کنند برای برگزاری نمایشگاه و مهمان نوازی از مردم .

"یاد م می آید دو سال پیش  باران که  آمد تمام کاسه کوزه های نمایشگاه مان را بهم زد ! حسین دانش آموز کلاس پنجمی ام  اول صبحی ناشتا نخورده می گوید اجازه 4 تا خبر بد ! ردیف می کند ، اول اینکه باد بنر اول روستا رو دو نصف کرده ! دوم هم چادرهای هلال احمر پاره شده اند . سوم «پارچه به طرف نمایشگاه » از جا کنده شده و چهارمی که از همه مهمتره باد نمایشگاه رو داغون کرده !"

"باد که می‌آمد دلمان می لرزید؛ بابای مهدی  کارش شده بود زنگ‌زدن به تلفن گویای هواشناسی بوشهر و خبر گرفتن از سرعت باد، اما این‌بار به جای رفتن به دریا، سرعت باد را به معلم مدرسه کالو گزارش می‌داد. هر وقت بابای مهدی بعد از تلفن‌زدن بلند می‌گوید «الله اکبر»، یعنی بادی تندتر از دیروز در راه است. با «الله اکبر»" گفتن «عوض» - بابای مهدی-، خانه‌ی دل معلم کالو  می‌لرزد. با خودم می‌گویم: خدایا نکند باد بساط نمایشگاه را بر باد بدهد! خدایا نشود شرمنده آدم‌هایی بشوم که با دل‌شان به کالو می‌آیند..."

پارسال  امیر رضا آمده بود که : "آقا معلم! بزار بریم پلنگ صورتی ببینیم!" می‌گویم: "پس مهمان‌ها را چه کنیم امیر رضا؟ مهمان‌هایی که برای دیدن شما و مدرسه آمده‌اند."

فکری می‌کند امیر رضا؛ می‌رود، دوباره بر می‌گردد، می‌گوید: "آقا اجازه! حداقل بذار مهدی بره ببینه؛ بعدا بیاد برامون  تعریف کنه..."

شما مدرسه ای را می شناسید که عید هم تعطیلی نداشته باشد ؟

عید در کالو منتظر شما هستیم ...


گزارش پارسینه :

سفر نوروزی به تنها مدرسه‌ای که در عید هم تعطیلی ندارد!

شاید هیچ کس فکرش را نمی‌کرد مدرسه‌ای کوچک در یک روستای محروم منطقهٔ جنوب به چنان شهرتی دست پیدا کند که رسانه‌های معروف دنیا برای پوشش اتفاقات آن از یک‌دیگر پیشی بگیرند.

به گزارش پارسینه، مدرسه روستای کالو در منطقه بردخون شهرستان دیر استان بوشهر که به کوچک‌ترین مدرسه دنیا شهرت یافته است، حکایتی جالب از زندگی سرباز معلمی به نام «عبدالمحمد شعرانی» بود. او در همان روزهای اولیه سرباز معلمی‌اش اتفاقات مدرسه کوچکش که بیشتر از ۴ دانش‌آموز نداشت در وبلاگ شخصی‌اش به نام «دیر تش باد» نوشت و همین اتفاقات و نوشته‌های وبلاگی او موجب گزارش تلویزیونی از این مدرسه شد و همین گزارش که در خبر ۲۰:۳۰ تلویزیون ایران پخش شد، باعث شد این مدرسه به شهرت برسد، گزارشی که بعدها کامران نجف‌زاده آن را ماندگارترین گزارش خود دانست.

عبدالمحمد شعرانی جوان ۲۱ ساله با تلاش خود توانست نظر خیّر مدرسه‌سازی را برای ساخت مدرسه در این روستا جلب کند (کار ساخت مدرسه این روستا به اتمام رسیده) جاده روستای کالو آسفالت شود و با نگاه وِیژه مسئولین این روستا به نعمت آب، برق و تلفن مجهز شود. این مدرسه در سال جدید با حمایت شرکت نفت دارای یک کتابخانه روستایی شده و گسترش بیشتری یافته است.
به گزارش پارسینه، مدرسه کالو با معجزه‌‌ی ارتباطات چنان جهانی شد که وزیر وقت آموزش و پرورش که مدتی پیش دستور تعطیلی مدارس کم جمعیت را صادر کرده بود، طی بخشنامه‌ای به لغو این بخش‌نامه دستور داد!
«غریب‌زاده» کارگردان مطرح بوشهری مستندی از این مدرسه با عنوان «مدرسه کوچک، آرزوهای بزرگ» ساخته است که در جشنواره بین المللی سینما حقیقت تهران به عنوان فیلم برگزیده بخش علمی و فن‌آوری جشنواره انتخاب شد. عبدالمحمد شعرانی کتاب خاطراتش را در پاییز سال گذشته با عنوان «کتاب قصه‌ی کوچک‌ترین مدرسه دنیا» به چاپ رسانید. استقبال از این کتاب به حدی بوده است که تنها پس از مدت کوتاهی این کتاب به چاپ ششم رسیده است، شعرانی حق تالیف کتابش را به ساختن موزه مدرسه کالو اختصاص داده است.

حالا عبدالمحمد شعرانی و مدرسه معروفش برای کمتر کسی در دنیای مجازی ناآشناست. آخرین فعالیت ساکنان این مدرسه هم برگزاری یک نمایشگاه عکس در تعطیلات نوروزی در مدرسه است که با رفتن به آنجا هم می‌توانید با این روستای مشهور بیشتر آشنا شوید و هم این مدرسه دوست‌داشتنی و معلم و شاگردانش را از ملاقات کنید.

اين نمايشگاه عكس با عنوان، «تقکر بومی، نگاه جهانی، مدرسه ما...» از اولین روز عيد نوروز تا پانزدهم فروردين ماه در جوار كوچك‌ترين مدرسه دنيا و در كنار خليج هميشه فارس برگزار می‌شود. اين نمايشگاه متشكل از ۵۰ عكس از عكاسان مطرح كشوری است كه هر یک از زوايای مختلف و با ظرافت‌های خاص خود، مدرسه كالو را به تصویر کشیده‌اند.

پخش كليپ‌هایی از انعكاس محلی و بين‌المللی فعاليت‌های اين مدرسه، برپايی كارگاه آموزشی، برگزاری مسابقات پرواز بادبادك‌ها و مسابقه نقاشی مدرسه كالو از جمله برنامه‌های جانبی اين نمايشگاه است. اجرای مجسمه‌سازی در ساحل شنی روستای كالو، نمايش و فروش كتاب قصه كوچك‌ترين مدرسه دنيا و اجرای تئاتر خيابانی نيز از بخش‌های جانبی نمايشگاه عكس مذكور است.

افتتاح موزه کالو که شامل نامه‌ها و هدیه‌هایی است که از نقاط مختلف دنیا به مدرسه کالو رسیده است، هدیه ویژه سومین نمایشگاه عکس مدرسه کالو برای مردم ایران خواهد بود.

پ.ن :- اگر سئوالی دارید به sherani.dayyer@gmail.com ایمیل بزنید . از هرگونه ایده و پیشنهاد جدید استقبال می کنم.